این که در این مدت 5-6 سال چقدر به خودم و فایر فوکس و سلطان محمود (!) ظلم کردم.
وقتی دیدم با اینترنت اکسلورر اون چیز میزای کنار صفحه وب سایتی که مادر جان میخواست رو نمیتوستیم ببینیم،از فایر فوکس استفاده کردم، تازه متوجه شدم که این روباه کوچولوی آتشین چقدر پسر گلی بوده و من نمیدونستم.در واقع این پسر گل جون منو نجات داد.چون اگه نمیتونستم اون قسمتو واسه مامانم بیارم بهم میگفت تو بلد نیستی.یا اگه میخواست خیلی دیگه عزت بزاره سرم میگفت:هنوز بلد نشدی و ...
موزیلا فایر فوکس همیشه تو سی دی برنامه هایی که میگرفتیم بوده اما من بهش بی محلی میکردم.خلاصه اگه یه موقع از دست اینترنت اکپلورر به تنگ آمدید ، بروید و فایر فوکس نصب نمایید و هرگز هم طرف اپرا نروید زیرا خیلی آدم چیزیه.و یادتان باشد اگر به سمت اپرا رفتید هرگز فکر وبلاگ نویسی و یا دیدن عکس و مواردی از این دست نباشید.
تو اتاتق(یا شایدم اطاق)پای کامپوتر نشسته بودم که یهو صدای محمود رو از تلویزیون شنیدم. داشت تعریف میکرد که به فلان کشور رفته و نمیدونم کیک و کیک بهش گفتن تا باهاتون عکسی نندازیم اینجا رو ترک نمیکنم و از این حرفا .منظورم اینه که منظور دکتر جون این بود که مردمان مختلف در اقسی نقاط جهان منو خیلی میخوان و من نه نتها در بین هموطنان عزیزم خیلی محبوبیت دارم بلکه متعلق به کل دنیا هستم(مثل امام خمینی)و منظورش از این منظور این بود که قدر منو بیشتر بدونید و اینقد واسم جوک نسازید .
امروز 2 عدد از فیلم هایی که از دایی جان گرفته بودم را مشاهده فرمودم و یکی از یکی بی سر و ته تر.باز محاکمه رو بگی یه چیز.اما پسران آجری واقعا مزخرف بود.من نمیدونم منظورشون از ساخت این فیلم چی بو؟مثلا میخواستن دخترا رو با حقوقشون آشنا کنن؟(همون که دختر میتونه به جای اذن پدر حکم دادگاه رو واسه عاقد ببره.)
آخرشم که دختره برگه رو پاره کرد و بین شوور و باباش ،باباشو انتخاب کرد و باباهه هم الکی الکی راضی شد و سالهای سال با هم به خوبی و خوشی زندگی کردند.
